مرد،خیلی آشفته بود و از این که مرتکب گناه و لغزش شده بود،رنج می‌برد.او با خود فکر می‌کرد، که چرا انسان باید کاری کند که نیروهای خود را به هدر دهد، نعمت‌های الهی را ضایع گرداند و روح و وجدان خویش را نیز عذاب و آزار دهد؟!
عرق بر پیشانیش نقش بسته بود و از این که خطایی را مرتکب شده بود؛ به خود می‌لرزید و در فکر راه چاره بود، تا خود را از عذاب وجدان و آلودگی به گناه نجات دهد.
این مرد،در مدینه زندگی می‌کرد و بهترین جایی را که برای سؤال و راهنمایی سراغ داشت، خانه امام جعفر صادق(ع) و نیز عالم‌ترین و دلسوزترین پناهگاه،همان حضرت بود، بدان سوی روانه شد و به حضور آن امام بزرگ رسید.
مسعده؛فرزند زیاد و از یاران امام جعفر صادق(ع)،می‌گوید:من در حضور آن حضرت بودم که آن مرد با پریشان حالی وارد شد و پس از سلام،خطاب به امام(ع) گفت:ای مولای من،پدر و مادرم به قربانت! من،از روی نادانی و هوای نفس مرتکب گناهی شده‌ام، همسایگان من دارای زنان و دختران آواز خوان و نوازنده هستند و آنان،گاهی فضای خانه خود را با خوانندگی شهوت‌آمیز و حیوانی انباشته می‌گردانند!
من مسلمانم و در خانه‌ام چنین اعمال ضد دینی‌ وجود ندارد، ولی از آن جایی که محل قضای حاجت ما به خانه آن همسایگان مشرف است،گاهی که برای«قضای حاجت»می‌روم،ماندن و نشستن خود را در محل دست شویی طول می‌دهم؛تا بیشتر از صدای آواز خوانی و نوازندگی زنان و دختران لذّت ببرم!
البته من، بدین منظور به آن محل نمی‌روم، بلکه زیاد ماندنم به خاطر گوش دادن به ساز و آواز و لذت بردن است، ایا با این رفتار مرتکب گناهی شده‌ام؟!
امام صادق(ع) فرمود:این عمل تو گناه است، دیگر آن را تکرار نکن، مگر نشنیده‌ای که خداوند متعال در قرآن فرموده است:«انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا؛[از چیزی که نمی‌دانی پیروی و به کاری که آگاهی نداری اقدام نکن]؛ زیرا (نعمت‌های) گوش و چشم و دل‌ها،همه مسئولند و در پیشگاه خداوند عالم،در مورد عملکرد و فعالیت خود، مورد سؤال و مؤاخذه قرار می‌گیرند».
مرد گفت:آری،این ایه قرآن است،ولی گویا تاکنون،من آن را از هیچ عرب و غیر عربی نشنیده بودم،اکنون که این ایه قرآن و معنای آن را دانستم،دیگر هرگز به یاری خداوند،مرتکب چنین گناهی نخواهم شد و از عمل زشت خود توبه و با خدا آشتی خواهم کرد.
در حالی که مرد خوشحال شد و افراد حاضر نیز شادمان گردیدند،امام صادق(ع) فرمود:«اکنون برخیز و غسل توبه انجام بده و تا می‌توانی،(برای جبران گناه خود) نماز بخوان؛زیرا تا به حال،مرتکب کار زشت و گناه بزرگی شده‌ای و اگر با این وضع گناه آلود (بدون توبه) می مردی، وضع بسیار سخت و بدی داشتی!اکنون، سپاس و شکر خدا را انجام بده،از لغزش‌هایی که از تو سر زده توبه کن و از خدا آمرزش بخواه،تا هر کاری را خدا گناه و ناپسند می‌داند،دیگر مرتکب نشوی؛زیرا خداوند از هر عمل زشت و گناهی بیزار است،به طور طبیعی،هر کسی اهل کاری است،ولی شخص مؤمن،هرگز اهل کار زشت و آلودگی به گناه و نافرمانی خدا نیست».
به این ترتیب،آن مرد از گناه خویش توبه نمود و بر اساس همین روایت است که،در کتاب‌های فقهی و فتوایی «غسل توبه»،به عنوان یکی از «غسل‌های مستحب چهل گانه» مطرح گردیده است.

کافی، ج ۶، ص ۴۳۲، وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۹۵۷، باب اغسال مندوبه «باب ۱۸».
جامع المدارک، ج ۱، ص ۱۷۲، جامع عباسی، ص ۱۱.