تبلیغات
یا امُّ المصائب

یا امُّ المصائب
سلام علی قلب زینب صبور
قالب وبلاگ
نویسندگان

بسم الله الرحمن الرحیم

بعضی در مقام شبهه افکنی در اذهان می گویند: ولایت فقیه ازاندیشه سیاسی امام خمینی قدس سره سرچشمه گرفته است و یک امر تازه ای است، به تعبیر گستاخانه بعضی، از اختراعات اواست... یکی از عناصر مخالف در این باره می گوید:ولایت فقیه یک کلمه ای است که در فقه در قسمت فرعیات بوده، مثلا در جوامعی که قبلا حکومت مرکزی «سانترالیسم » وجود نداشته، یعنی حکومت مرکزی نبوده. .. در قدیم به این ترتیب می گفتند: اگر یک انسان مرد، بچه دار و صغیر است، سرپرستی این بچه با کیست؟ گفتند که فقیه، یک مجتهد جامع الشرایط می تواند سرپرستی اموال او را برعهده بگیرد، از این رو برای حکومت اسلامی... این را نمی شودتعمیم داد، هیچ کس در فقه، و هیچ فقیهی تاکنون نیامده، نگفته که ولایت فقیه به معنی حکومت است.مجله بصیرت بسیجی، آذرماه 76، ص 12 یکی از القا کنندگان شبهه گوید: «فقط کمتر از دو قرن پیش مرحوم ملا احمد نراقی معروف به فاضل کاشانی، معاصر فتحعلی شاه قاجار برای نخستین بار به ابتکار این مطلب پرداخت.» سپس علت آن را پشتیبانی ازپادشاه وقت دانسته است.(حکمت و حکومت، تالیف مهدی حایری،ص 178)

حضرت امام خمینی قدس سره در همان هنگام که در حوزه علمیه نجف اشرف، بحث ولایت فقیه را در تاریخ 1/11/1348ش تا 20/11/1348 در جلسات درس خارج فقه خود مطرح نمود، به این شبهه توجه داشت، و در آن جاچنین فرمود:موضوع ولایت فقیه چیز تازه ای نیست که ما آورده باشیم،بلکه این مساله از اول مورد بحث بوده است، حکم مرحوم میرزای شیرازی (آیه الله العظمی میرزا محمد حسن شیرازی معروف به میرزای بزرگ، وفات یافته 1312 ه.ق، مرجع تقلید بعد از استاداعظم شیخ انصاری) در حرمت تنباکو، چون حکم حکومتی بود، برای فقیه دیگر نیز واجب الاتباع بود، و همه علمای بزرگ ایران جزچند نفر از این حکم متابعت کردند، حکم قضاوتی نبود که بین چند نفر سر موضوعی اختلاف شده باشد، و ایشان روی تشخیص خود،قضاوت کرده باشد، بلکه روی مصالح مسلمین و به عنوان ثانوی،این حکم حکومتی را صادر فرمودند، و تا عنوان (ادامه استعمارانگلستان در رابطه با دخانیات) وجود داشت، این حکم نیز بود، وبا رفتن عنوان، حکم هم برداشته شد.

و هم چنین مرحوم میرزامحمد تقی شیرازی (وفات یافته 1338ه. ق معروف به میرزای کوچک از مراجع بعد از میرزای شیرازی) که حکم جهاد دادند البته اسم آن دفاع بود و همه علما تبعیت کردند، برای این است که حکم حکومتی بود. به طوری که نقل کردند مرحوم کاشف الغطا(معروف به آیه الله شیخ جعفر کاشف الغطاء وفات یافته 1228ه.ق صاحب کتاب کشف الغطاء در فقه استدلالی) نیز بسیاری از این مطالب را فرموده اند، و از متاءخرین مرحوم نراقی (ملا احمد،وفات یافته سال 1245ه.ق) همه شوون رسول الله(صلی الله علیه و آله)را برای فقهاءثابت می دانند، و مرحوم آقای نائینی (آیه الله حاج میرزا حسین نائینی وفات یافته سال 1355 ه.ق) نیز می فرمایند که این مطلب از حدیث مقبوله عمر بن حنظله استفاده می شود. در هر حال طرح این بحث تازگی ندارد، و ما فقط موضوع را بیش تر مورد بررسی قرار دادیم، و شعب حکومت را ذکر کرده و در دسترس آقایان گذاشتیم تا مساله روشن تر گردد.

پس از این اشاره، نظر شمارا به پاسخ مشروح این شبهه، که در این بحث، بسیار مهم است جلب می کنیم:

مساله ولایت فقیه به معنای اعمال اموری که جنبه حکومتی داشته، در همان سال های آغاز «غیبت کبری » در گفتارفقها و علما مطرح بوده است، به عنوان نمونه:

شیخ مفید (ره)

عالم بزرگ محمد بن محمد بن نعمان، معروف به شیخ مفید، وفات یافته سال 413 ه.ق که از فقهای بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری قمری بود، در کتاب «المقنعه » در مساله امر به معروف و نهی از منکر، در بیان مراحل و مراتب امر به معروف و نهی از منکر،هنگامی که به مرحله قتل یا زدن و مجروح نمودن می رسد می گوید:

برای کسی که امر به معروف و نهی از منکر می کند وقتی به مرحله قتل و ضرب رسید، برای او چنین کاری جایز نیست، مگر این که از سلطان زمان که برای تدبیر امور مردم نصب شده اجازه بگیرد.» سپس سلطان منصوب را در عبارت دیگر شرح داده ومی گوید:اما مساله اجرای حدود الهی، مربوط به سلطان و زمام دار اسلام است که از جانب خداوند نصب شده است،این ها همان امامان آل محمد(صلی الله علیه و آله) و کسانی از امرا و حاکمان هستندکه از طرف امامان(علیهم السلام) برای این امور نصب شده اند، امامان(علیهم السلام)اظهار نظر در این امور را به فقهای شیعه خود، در صورت امکان،واگذار نموده اند.(شیخ مفید، المقنعه، ص 810، و صفحات 522،537،616 و 675)

 

سلار بن عبدالعزیز دیلمی (ره)

فقیه برجسته قرن پنجم ه.ق سلار بن عبدالعزیز[که به قول بعضی نامش حمزه است و لقبش سلار می باشد.] از شاگردان برجسته شیخ مفید بود. کتاب های «مقنع » در علم کلام، «التقریب » در علم اصول، و «المراسم » در علم فقه را تالیف کرد، و سرانجام درسال 448 ه.ق درگذشت، این فقیه محقق در کتاب فقهی «المراسم »می نویسد: امامان معصوم(علیهم السلام) اجرای حدود و برپا داشتن احکام انتظامی بین مردم را به طور دقیق به فقهای شیعه واگذار کردند، و به عموم شیعیان دستور دادند که فقها را در این راستا پشتیبانی کنند، وآنان را در موارد اجرایی کمک نمایند.(سلار بن عبدالعزیز، المراسم العلویه، ص 263و 264)

 

شیخ طوسی (ره)

ابو جعفر، محمد بن حسن طوسی قدس سره موسس حوزه علمیه هزار ساله نجف اشرف، از شاگردان برجسته شیخ مفید بود، اومتکلم و فقیه بزرگی بود که صدها شاگرد برجسته از حوزه درس اوبه پا خاستند. دو کتاب از کتب اربعه به نام تهذیب و استبصاراز تالیفات او است. او کتاب های دیگری به نام النهایه، خلاف ومبسوط را در فقه تالیف نمود و سرانجام در سال 460 ه.ق ازدنیا رفت. این عالم ربانی و فقیه صمدانی که به عنوان شیخ الطائفه (رئیس شیعیان) خوانده می شد در کتاب النهایه می نویسد:

حکم نمودن و قضاوت بر عهده کسانی است که از جانب سلطان عادل (امام معصوم) به آن ها اذن و اجازه داده شده باشد،و این وظیفه از جانب امامان(علیهم السلام) به فقهای شیعه واگذار شده است.(شیخ طوسی، النهایه، ص 301، مطابق نقل آیه الله محمد هادی معرفت، ولایت فقیه، ص 45)

 

محقق اول (ره)

ابوالقاسم نجم الدین جعفر بن حسن حلی معروف به «محقق حلی »یا «محقق اول » از فقهای بزرگ شیعه در قرن هفتم و از مراجع واساتید سترگ شیعه از اهالی حله عراق بود، بعضی از تالیفات اوعبارت است از: مختصر نافع، المعتبر و شرایع الاسلام که ازعالی ترین متن های فقهی است. وی در سال 726 ه.ق در حله درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد، او درباره ولایت فقیه می نویسد:

واجب است مصرف سهم امام(علیه السلام) در راه مستحقین را کسی بر عهده بگیرد که از امام معصوم(علیه السلام) نیابت دارد، همان گونه که او عهده دار واجبات افراد غایب است.شهید ثانی (زین الدین علی بن احمد عاملی جبعی، فقیه بزرگ قرن دهم ه.ق وفات یافته سال 965 ه.ق) در شرح عبارت فوق می نویسد: منظور محقق حلی از نایب به حق، فقیه عادل دوازده امامی است که دارای همه شرایط فتوا است، زیرا چنین شخصی نایب امام معصوم، و نصب شده از سوی آن امام است.» از این عبارت به روشنی فهمیده می شود که مجتهد جامع الشرایط، در امور مختلف، ازجمله مصرف سهم امام(عیله السلام) (که از احکام حکومتی است) ولایت دارد.(شهید ثانی، مسالک الافهام، ج 1، ص 53، ولایت فقیه تالیف مهدی هادوی، ص 81)

 

علامه حلی (ره)

جمال الدین، حسن بن یوسف بن مطهر حلی معروف به علامه حلی وفات یافته سال 726 ه.ق که سرآمد متکلمین و فقها و مراجع قرن هشتم بود، و بالغ بر دویست جلد کتاب در رشته های مختلف اسلامی نوشت که هر کدام از آن ها نشانه تبحر او در همه علوم به ویژه فقه وکلام است، مانند تذکره، الفقهاء، ارشاد الاذهان، قواعد الاحکام،مختلف الشیعه و... در کتاب قواعد می نویسد:

اما اجرای حدود(احکام جزایی) در عصر حضور، مخصوص امام معصوم(ع) یا کسی است که امام معصوم(ع) به او اذن داده باشد، و در عصر غیبت بافقهای شیعه است، و بر عهده فقها است که در صورت امن از گزندظالمان، بین مردم حکم و قضاوت کنند، و زکات ها و خمس ها رابگیرند و به مصرف برسانند.(فخر المحققین، ایضاح الفوائد، ج 1،ص 398 و399)

 

شهید اول (ره)

محمد بن مکی دمشقی عاملی، معروف به شهید اول صاحب کتاب «لمعه » محقق و فقیه بزرگ شیعه در قرن هشتم، در گذشته سال 786ه.ق در کتاب دروس می نویسد: اجرای حدود و تعزیرات (احکام حکومتی)بر امام و نایب او گرچه نایب عام او وظیفه واجب است، و درعصر غیبت وظیفه واجب فقیه است که در صورت امکان، به اجرای آن بپردازد. و بر مردم واجب است تا از فقیه جامع الشرایط پشتیبانی کنند، و در صورت امکان از آنان که شایستگی برای اجرای احکام ندارند، جلوگیری نمایند، و نیز بر فقیه واجب است که در صورت امنیت، فتوا دهد، و بر مردم لازم است که در مرافعات و حل اخلاف های خود نزد فقیه جامع شرایط بروند.(شهید اول، الدروس، ص 165 (باب الحسبه) مطابق نقل ولایت فقیه محمد هادی معرفت، ص 45 و46)

 

محقق کرکی (ره)

نورالدین علی بن عبدالعالی عاملی، معروف به محقق کرکی و محقق ثانی، فقیه و مرجع تقلید شیعیان در قرن دهم، در گذشته سال 940ه.ق می نویسد:فقیهان شیعه اتفاق نظر دارند که فقیه جامع الشرایط که از آن به «مجتهد» تعبیر می شود، از سوی امامان معصوم(علیهم السلام) در همه اموری که نیابت در آن دخالت دارد، نایب است. پس دادخواهی در نزد او و اطاعت از حکم او واجب است. وی درصورت لزوم می تواند مال کسی را که ادای حق نمی کند بفروشد. اوبر اموال غایبان، کودکان، سفیهان، ورشکستگان، و بالاخره بر آن چه که برای حاکم منصوب از سوی امام(علیه السلام) ثابت است، ولایت دارد،دلیل این مطلب، روایت مورد قبول عمر بن حنظله، و روایات دیگرکه همان محتوا را دارند می باشد. سپس محقق کرکی می گوید:اگر کسی از روی انصاف سیره بزرگان علمای شیعه مانند سیدمرتضی، شیخ طوسی، بحرالعلوم، و علامه حلی(ره) را مورد مطالعه قرار دهد درمی یابد که آن ها همین راه را پیموده و برپاداشته اند و به آن معتقد بوده اند.(مهدی هادوی، ولایت فقیه، ص 82 به نقل از وسائل المحقق الثانی، رساله صلاه الجمعه، ج 1، ص 142، جواهر الکلام ج 21، ص 397393)

 

شهید ثانی (ره)

زین الدین علی بن احمد عاملی، معروف به شهید ثانی، در کتاب مسالک الافهام پس از ذکر این که فقها می توانند به اجرای حدود وحکم و قضاوت بین افراد بپردازند می نویسد: این نظریه، دیدگاه شیخ مفید(متوفی 413 ه.ق) و شیخ طوسی (متوفی 460 ه.ق) و گروهی ازفقهای شیعه است.سپس می نویسد: روایت مورد قبول عمر بن حنظله این مطلب را تایید می کند، زیرا اجرای حدود، بخشی از حکم و قضاوت به شمار می آید، به علاوه مصلحت نظام آن رااقتضا می کند و این لطفی از جانب خدا است که موجب جلوگیری ازمفاسد و گمراهی ها می گردد، بنابراین این دیدگاه، قول قوی ومورد تایید است.(شهید ثانی، مسالک الافهام، کتاب الحدود)

 

محقق اردبیلی (ره)

مولا احمد بن محمد اردبیلی مشهور به محقق اردبیلی، که در بین مردم به مقدس اردبیلی معروف است از مجتهدین و اعاظم دانشمندان قرن دهم، وفات یافته سال 993 ه.ق، در مساله استحباب دادن زکات به فقیه، در ضمن گفتاری می نویسد: فقیه جامع شرایط،خلیفه و جانشین امام معصوم است، پس رساندن مال به دست فقیه،همانند رساندن آن به دست شخص امام معصوم(علیهم السلام) است.(محقق اردبیلی، مجمع الفائده والبرهان، ج 4، ص 205)

 

حاج آقا رضا همدانی (ره)

فقیه معروف حاج آقا رضا همدانی (وفات یافته سال 1322 ه.ق) نیزهیمن مطلب بالا را فرموده است.(حاج آقا رضا همدانی، مصباح الفقیه، کتاب الخمس، ص 160)

 

صاحب مفتاح الکرامه (ره)

فقیه بزرگ، آیت سترگ جواد بن محمد حسینی عاملی صاحب کتاب فقهی استدلالی مفتاح الکرامه که از کتب معتبر فقهی است در کتاب القضاء این کتاب چنین می نویسد:

«فقیه از طرف صاحب امر(عج) منصوب و گمارده شده است، و بر این مطلب عقل و اجماع و اخبار دلالت می کنند: اما عقل; اگر فقیه چنین اجازه و نیابتی از سوی امام زمان(عج) نداشته باشد، امربر مردم مشکل می شود، و آن ها در تنگنا قرار می گیرند، و نظام زندگی از هم می گسلد. اما اجماع (اتفاق نظر فقهاء) پس از تحقق آن همان گونه که اعتراف شده می توانیم ادعا کنیم که در این امر، علمای شیعه اتفاق نظر دارند، و اتفاق آنان حجت است. امااخبار، دلالت آن ها بر مطلب، کافی و رسا است، از جمله روایت شیخ صدوق (توقیع مبارک که قبلا ذکر شده که امام عصر(عج) به اسحاق بن یعقوب نوشت، در حوادث پدید آمده، به راویان حدیث ما رجوع کنید، زیرا آنان حجت بر شمایند و من حجت خدا هستم) بر این مطلب دلالت دارد.(جواد بن محمد حسینی عاملی، مفتاح الکرامه، (کتاب القضاء)ج 10، ص 21، مهدی هادوی، ولایت فقیه، ص 84)

 

ملا احمد نراقی

فقیه عارف، ملااحمد نراقی کاشانی وفات یافته سال 1245، فرزند ملا مهدی نراقی(ره) است، که از فقهای نامدار قرن سیزدهم است و کتاب های: مستند الشیعه، عوائد الایام در فقه، و مفتاح الاحکام در اصول، ازتالیفات او است، این عالم بزرگ در کتاب عوائدالایام چنین می نویسد: فقیه عادل بر دو امر ولایت دارد:

1- بر آن چه پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امام معصوم(علیه السلام) که سلاطین مردم و دژهای استوار اسلام هستند ولایت دارند، فقیه عادل نیز آن ولایت رادارد، جز مواردی که به وسیله دلیل از اجماع و روایات و... خارج شده است.

2- هر کاری که با دین و دنیا رابطه دارد، و ناچار باید انجام شود یا عقلا و یا عادتا از جهت این که امور معاد و معاش فردی وگروهی به آن بستگی دارد، و نظم دین و دنیا وابسته به آن است،یا شرعا از این جهت که به آن امر شده، یا فقها به آن اجماع نموده اند و به اقتضای حدیث نفی ضرر و نفی عسر و حرج یا نفی فساد بر مسلمانی یا به دلیل دیگر واجب شده، و یا شارع به انجام یا ترک آن اجازه داده، و بر عهده شخص معین یا غیر معین نهاده نشده، و می دانیم که شارع اجازه داده که باید انجام گیرد، یا اجازه انجام آن داده شده، ولی اجرای آن به شخص معینی واگذار نشده در همه این موارد باید فقیه عهده دار آن گردد. سپس مرحوم نراقی برای هر کدام از این دو امر به ذکر دلیل پرداخته است.(ملا احمد نراقی، عوائد الایام، ص 187، آیت الله مکارم،انوار الفقاهه، کتاب البیع، ج 1، ص 453)

 

کاشف الغطا (ره)

فقیه نامی علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطا (وفات یافته سال 1373ه.ق) پیرامون ولایت عامه فقیه جامع الشرایط می نویسد: همانا فقیه جامع الشرایط بر همه شوون عمومی ونیازهای اجتماعی مردم، ولایت دارد.سپس می نویسد: کوتاه سخن آن که عقل و نقل بر مشروعیت ولایت فقیه جامع الشرایط، براین شوون اجتماعی دلالت دارند، این ولایت نخست از آن امام معصوم(علیهم السلام) است سپس برای فقیه مجتهد با جعل امام معصوم(علیهم السلام) باقول خود: فقیه حجت من بر شما است و من حجت خدا بر شماهستم .برقرار می باشد.(کاشف الغطاء، الفردوس الاعلی، ص 54، آیت الله مکارم، انوارالفقاهه، کتاب البیع، ج 1، ص 453 و 454)

 

استاد اعظم، صاحب جواهر (ره)

مرجع بزرگ آیه الله العظمی شیخ محمد حسن نجفی صاحب کتاب ارزشمند جواهر الکلام (یک دوره مفصل فقه استدلالی) وفات یافته سال 1266 ه.ق از فقهای بزرگی است که مساله ولایت فقیه را به طور مطلق و عام مطرح کرده، و با استدلال های قوی آن را ثابت نموده است این فقیه بزرگ پس از ذکرمطالبی پیرامون گستردگی حوزه اختیارات ولایت فقیه، می نویسد:

کوتاه سخن آن که; مساله ولایت فقیه و حوزه گسترده اختیار او ازامور روشنی است که نیازی به دلایل ندارد.(شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج 21، ص 397 و 11)

 

استاد اعظم، شیخ انصاری (ره)

استاد اعظم مرجع بزرگ شیخ مرتضی انصاری صاحب مکاسب و رسائل،وفات یافته سال 1281ه.ق در کتاب مکاسب در بحث بیع، پیرامون ولایت فقیه بحث کرده و چنین نتیجه می گیرد:همانا آن چه از روایت مورد قبول عمر بن حنظله استفاده می شوداین است که فقیه جامع شرایط مانند سایر حاکمانی است که در عصر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و صحابه منصوب می شدند، و مردم ملزم بودند که درشوون مذکور به او مراجعه کنند، و سرانجام، نظر او را بپذیرند،بلکه آن چه در عرف به ذهن ها پیشی می گیرد این است که هرگاه کسی را به عنوان سلطان حاکم نصب کردند، بر مردم واجب است در همه امور مطلوب و مورد نظر سلطان، به او رجوع کنند.(شیخ انصاری، المکاسب، مبحث ولایت الفقیه)

گرچه شیخ انصاری در کتاب مکاسب، اختیارات فقیه را همانند امام معصوم(علیه السلام) به طور قاطع نپذیرفته، ولی در کتاب قضاء همان رای صاحب جواهر (گستردگی اختیارات فقیه) را می پذیرد، به گفته آیه الله جوادی آملی «تحولی که صاحب کتاب جواهرالکلام در شیخ انصاری قدس سره ایجاد کرد، باعث شد که مرحوم شیخ انصاری ولایت فقیهی را در کتاب مکاسب تدوین کرد، با مطالبی که در کتاب قضا تدوین نمود، خیلی فرق کند.(ولایت فقیه و رهبری، ویژه نامه انتخابات خبرگان، شماره 2،ص 65)




[ پنجشنبه 6 تیر 1392 ] [ 09:53 ب.ظ ] [ محسن ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


طلبه ام و افتخار سربازی امام زمان را دارم.
مقتدایم امام خامنه ایست چون او را پیرو خمینی کبیر میدانم.
ایرانی و از هم وطنان سلمان فارسی هستم.
وبلاگی راه انداختم تا در جنگ نرم شرکت کنم.
شعار وبلاگم یا زینب است چون که هم بصیر بود و هم عالم و هم ولایت مدار.
از شما هم کمک میطللبم تا با نظرات خود مهمات این جنگ را تامین کنید.
آدرس ایمیلم: saremim12@yahoo.com

ضمنا سامانه پیام کوتاهی دارم به نام "پاسخگو" که به سوالات شرعی، اعتقادی و اجتماعی شما پاسخ می دهد.
در صورت تمایل به عضویت در سامانه نام و نام خانوادگی خود را به شماره 50002030009009 ارسال کنید.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب